قصد ایلان ماسک برای تشکیل «حزب سوم» و پیام پنهان آن برای جهان چه بود؟
0
دیدگاهی پرطرفدار وجود دارد که میان «علم» و «دموکراسی» مرز پررنگی میکشد و مدعی است «منطق بازنمایی» در این دو جهان متفاوت است؛ علم فعالیتی نخبهگرایانه است که دموکراتیک شدن آن زیانبار است، اما دموکراسی امری برابرطلبانه است که نخبهگرایانه شدن آن، عواقب ناگواری دارد. در این جدایی علم و دموکراسی، «حل مسائل سیاسی» به نمایندگان منتخب در نظامهای دموکراتیک و «حل مسائل علمی» به نخبگان علمی واگذار میشود؛ بدون اینکه علم سیاسی شود یا سیاست علمی. اما در سوی دیگر این ماجرا، متفکرانی هستند که میگویند چنین مرز پررنگی میان علم و دموکراسی نه ممکن است نه سودمند. در گفتار پیشرو، دکتر حسین شیخرضایی، نشان میدهد که اگر قرار باشد پیوند مستحکمتری میان علم و دموکراسی برقرار شود، چه تغییراتی در نظریههای دموکراسی لازم است تا دموکراسی توانایی پیوند خوردن با علم و فناوری را پیدا کند. مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی او ست که در نشست «علم و دموکراسی» در محل مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران ارائه شده است.
