جنگ و روان جامعه؛ وقتی اخبار میتوانند هم مرهم باشند هم زخم/ حس امنیت و عزت نفس جمعی باید تقویت شود
اگرچه جنگ در ظاهر دوازده روز بیشتر دوام نیاورد و با آتشبس پایان گرفت، اما آنچه در بطن جامعه ماند، نه خاموشی سلاحها، بلکه امواج ناپیدای اضطراب، آشفتگی، بیخوابی، وسواس، و ناتوانی از پردازش غم و فقدان بود.
جنگ ایران و اسرائیل ـ یا آنطور که دقیقتر است، جنگ اسرائیل علیه ایران ـ سرانجام از مرز پیشبینی و هشدار گذشت و در یکی از شبهای بهار، در آسمان و زمین ایران واقعیت یافت؛ واقعیتی غیرمنتظره و سنگین که سایهی شومش را نهفقط بر محاسبات سیاسی و امنیتی، بلکه بر روان میلیونها ایرانی گسترد.
در دل چنین موقعیتی، نقش رسانهها بیش از همیشه تعیینکننده شد. در جهانی که اخبار در کسری از ثانیه از شبکهای به شبکهای دیگر سرایت میکند، رسانهها میتوانند یا مرهم باشند یا محرک بحران. اطلاعرسانی در مورد جنگ،ضرورتی انکارناپذیر است،اما اگر بدون ملاحظات روانشناختی انجام شود ، بهجای تابآور کردن جامعه، ممکن است آن را به درون چرخهای از ترس، خشم و ناامیدی بکشاند.
