ما بیش از آنکه به هسته روششناختی و معرفتشناختی علومانسانی توجه کنیم، درگیر لایه بیرونی و نظریهپردازانه آن شدهایم. به همین دلیل، علومانسانی در ایران نه، توانسته راهی به سوی تجدد بگشاید و نه التیامی بر زخمهای ما باشد. ما این علوم را نه از دل سنت خود، بلکه همچون بستهای آماده اخذ کردهایم؛ بیآنکه به کنه انتقادی آن راه یابیم. از اینرو، علومانسانی در ایران نهتنها بیاثر نشده، بلکه گاه به نیرویی مخرب بدل شده و به سنتسازیهای تصنعی و انسدادهای تازه انجامیده است!