عکس: هودی خوانی زنان ترکمن به یاد صابر کاظمی
باد گرم میوزید، خاک نرم بود، و صدای «هودیهودی» از دور میآمد. زنها آمده بودند؛ بیشتاب، بیکلام، با روسریهایی که رنگشان دیگر نمیدرخشید. کسی چیزی نمیگفت، اما همه میدانستند چرا. مادر، ایستاده بود، دست بر سینه، چشم به جایی که دیگر نبود. صابر، همان پسر قدبلند، همان که پرشهایش را دیده بودند، حالا در دل خاک بود. «هودی»ها پیچیدند، اشکها ریختند، دعاها آرام گرفتند بر جان بی جان صابر. هیچکس نفهمید چه شد... فقط صدا ماند. صدا، و رویایی که ناتمام ماند. ورزش ایران در بهت و اندوهی عمیق فرو رفته است. Читать дальше...
