دولت ایالات متحده امریکا پس از بازگرداندن پهلوی دوم به قدرت، دریافته بود که تداوم حاکمیت وی با شرایط موجود در ایران، امکانپذیر نیست. هم از این روی تلاش کرد تا علاوه بر بسط نفوذ خود در کشورمان، دولتها را به انجام پارهای از رفُرمها یا دستکم نمایشهای اصلاحطلبانه، متقاعد سازد. وظیفه اصلی دولت منوچهر اقبال نیز عملاً چیزی جز جامه عمل پوشاندن به این ایده امریکایی نبود، هرچند که پس از افت و خیزهای فراوان و نهایتاً، نتوانست آن را تحقق بخشد و آخرالامر در پی تقلب در انتخاباتی که شاه شخصاً آزادی آن را تضمین کرده بود، کنار رفت!